<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?><!-- generator="kowsarblog/6.7.8-stable" -->
<rss version="0.92">
	<channel>
		<title>گل نرگس</title>
		<link>https://narsis.kowsarblog.ir/</link>
		<description></description>
		<language>fa-IR</language>
		<docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs>
				<item>
			<title>تماشاچی نداریم</title>
						<description>&lt;div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;https://narsis.kowsarblog.ir/media/blogs/narsis/quick-uploads/p1872115/img_20260913_072446_387.jpg?mtime=1789271757&quot; target=&quot;_blank&quot; rel=&quot;lightbox[p1872115]&quot; id=&quot;link_80824&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;تماشاچی نداریم&quot; src=&quot;https://narsis.kowsarblog.ir/htsrv/getfile.php/img_20260913_072446_387.jpg?root=collection_10508&amp;amp;path=quick-uploads/p1872115/img_20260913_072446_387.jpg&amp;amp;mtime=1789271757&amp;amp;size=fit-320x320&quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;223&quot; class=&quot;loadimg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;صبح را با لمس صفحه گوشی آغاز می‌کنیم، میان انبوه پیام‌ها و روایت‌هایی که هرکدام تکه‌ای از حقیقت را به نفع خود مصادره می‌کنند. تا پایمان به خیابان و محل کار برسد، ذهنمان میان صدها تصویر و خبر ضد و نقیض گرفتار شده است. در چنین فضایی، نخستین وسوسه برای در امان ماندن از این کشمکش، کنار کشیدن و پناه بردن به لاک بی‌طرفی است، با این گمان خام که می‌توان بیرون از گود ایستاد و نظاره کرد. اما در جنگ روایت‌ها، هرگز صندلی خالی برای نظاره‌گر نگذاشته‌اند. حتی رد شدن بی‌تفاوت از کنار یک دروغ، یا سکوت در برابر یک تحریف آشکار، خودش اعلام موضع است و ناخواسته وزنه را به سود باطل سنگین می‌کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این ناگزیری از انتخاب، ریشه در ساختار آفرینش دارد. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان هنگام تبیین تمثیل سوره رعد، نکته‌ای تکان‌دهنده را آشکار می‌کند. او نشان می‌دهد که حق مثل آب زلال، جاری و ریشه‌دار و ماندگار است، اما باطل فقط کفی سبک و ناپایدار است که سوار بر سیلاب خودنمایی می‌کند. باطل از خودش هیچ هویتی ندارد و حیات عاریتی خود را از پوشاندن حقیقت می‌گیرد. با این نگاه، ایستادن در جبهه راستی، فقط یک سلیقه یا گرایش شخصی نیست، بلکه تعیین تکلیف انسان با اصل ماندگاری در هستی است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این حقیقت بزرگ را باید در مشق عملی شهیدان دید که روشن‌ترین الگو برای زیست امروز ما هستند. سید حسن نصرالله، رهبر شهید امت، فراتر از مرزهای جغرافیایی لبنان، سرنوشت مقاومت را به سرنوشت جهان اسلام و ایران گره زد و تا پای جان در کانون این نبرد ایستاد. در کنار او، فرماندهان پیشکسوتی چون شهید سعید ایزدی، شهید نیلفروشان و شهید همدانی، سال‌ها پس از دوران خدمت رسمی و در اوج بازنشستگی، آسایش خانه را پس زدند و در خط مقدم ماندند. این مردان بزرگ به همه ما آموختند که برای انسان بیدار، تماشاگری و بازنشستگی از یاری حق معنا ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;همین الگوهای زنده و خط روشن آن‌ها به ما نشان می‌دهد که آنان مسئله را خیلی زودتر از دیگران فهم کرده بودند و می‌دانستند باطل هر اندازه مجهز و پر زرق و برق باشد، چون در تاروپود جهان بی‌پایه است، سرانجام فرو می‌ریزد. کسی که به بهانه عافیت از موضع‌گیری شانه خالی می‌کند، تنها اتصال خود را با حقیقت عالم می‌بُرد و با کف‌های روی آب محو می‌شود. در نقطه مقابل، ایستادن پای راستی، پیوند خوردن با پایدارترین جریان تاریخ است. زندگی میدان بی‌تفاوتی نیست. هر کلمه، هر بازنشر و حتی هر سکوت، سهم دقیق ما در همراهی با حق یا فروریختن با فریب است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;#یادداشت_روز&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://narsis.kowsarblog.ir/تماشاچی-نداریم&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://narsis.kowsarblog.ir/تماشاچی-نداریم</link>
							</item>
				<item>
			<title>طعم راستگویی</title>
						<description>&lt;p&gt;همه زندگی در چند طعم ماندگار خلاصه می‌شود، طعم نان تازه، طعم اولین لبخند فرزند، طعم آغوش مادر&amp;#8230; و شاید غریب‌ترینشان، طعم راستگویی.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;شاید بگویی چه کسی تا به حال طعم راستگویی را چشیده است؟ اما حقیقت این است که همه ما آن را چشیده‌ایم، فقط در شلوغی روزها فراموشش کرده‌ایم. آن لحظه‌ای که بالاخره گفتی «من اشتباه کردم»، آن شبی که به جای فرار، روبه‌روی طرف مقابل نشستی و حرف تلخ درست را گفتی. در همان لحظه، قبل از هر واکنشی، یک اتفاق عجیب افتاد، انگار وزنه‌ای سنگین از دوشت برداشته شد و آن ترسی که مثل سایه به تو چسبیده بود، ناگهان از تو جدا شد و رفت.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;توضیح دادنش سخت است، اما آن لحظه شبیه اولین جرعه آب خنک بعد از یک روز طولانی و داغ است. آرامشی که در عمق سینه می‌نشیند و در دل با خودت می‌گویی: «دیگر تمام شد، دیگر لازم نیست چیزی را پنهان کنی.» اما یادت باشد، راستگویی همیشه شیرین نیست، تلخ است، گاهی خیلی تلخ.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;مثل اعتراف به یک اشتباه بزرگ، یا کنار زدن نقابی که سال‌ها حقیقت را پنهان کرده بود. همه این‌ها تلخ‌اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما آن تلخی، آغازی برای شیرینی است، مثل دارویی که تلخ است اما درمان می‌کند. وقتی حقیقت را می‌گویی و طرف مقابل، با وجود تمام تلخی‌ها، می‌بخشد یا فقط کرامتت را حفظ می‌کند، آن وقت طعم تازه‌ای به جانت می‌نشیند. دیگر دروغ بعدی لازم نیست، دیگر لازم نیست ذهن تو درگیر باشد که «چه گفتم به کی؟»، دیگر لازم نیست از خودت بترسی.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این، طعم راستگویی است، در ابتدا تلخ، اما آرام‌بخش در انتها. شاید همین کافی باشد که هر روز، یک بار، جرأت انتخابش را داشته باشیم. بیا طعمش را بچشیم. تلخ است، اما می‌فهمی که چقدر لذت‌بخش است.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;#راستگویی&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://narsis.kowsarblog.ir/طعم-راستگویی&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://narsis.kowsarblog.ir/طعم-راستگویی</link>
							</item>
				<item>
			<title>سلام تا سلم؛ تعهد در زیارت عاشورا</title>
						<description>&lt;div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;https://narsis.kowsarblog.ir/media/blogs/narsis/quick-uploads/p1871804/img_20260909_112409_819.jpg?mtime=1788940732&quot; target=&quot;_blank&quot; rel=&quot;lightbox[p1871804]&quot; id=&quot;link_80805&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;سلام تا سلم؛ تعهد در زیارت عاشورا&quot; src=&quot;https://narsis.kowsarblog.ir/htsrv/getfile.php/img_20260909_112409_819.jpg?root=collection_10508&amp;amp;path=quick-uploads/p1871804/img_20260909_112409_819.jpg&amp;amp;mtime=1788940732&amp;amp;size=fit-320x320&quot; width=&quot;300&quot; height=&quot;190&quot; class=&quot;loadimg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;زیارت عاشورا با سلام آغاز می‌شود، با درودهایی پیاپی که از جنس اتصال و ارادت به ساحت قدسی سیدالشهدا علیه‌السلام است. زائر در نخستین گام‌های این متن قدسی، پیوند قلبی خود را با امام برقرار می‌کند؛ اما این متن جریان‌ساز، او را در ساحت احساس متوقف نمی‌سازد. در میانه راه، افق زیارت دگرگون می‌شود و با فراز «اِنّی سِلمٌ لِمَن سالَمَکُم وَ حَربٌ لِمَن حارَبَکُم»، زائر را از اظهار ارادت به پذیرش یک تعهد روشن و عینی فرامی‌خواند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;آمدن واژه سِلم پس از سلام، برای تکامل موضع زائر است. سلام، ادب حضور و اعلام پیوند است اما سلم، امضای یک پیمان عملی و هویتی. سلم یعنی هم‌سو شدن با جبهه حق، هم‌راستا کردن اراده و تصمیم با اولیای الهی و پذیرفتن معیارهای آنان در صلح و ستیز. زیارت عاشورا با این فراز، خط ممیز میان دین‌داری عافیت‌طلبانه و دین‌داری مسئولانه را ترسیم می‌کند. حقیقت آن است که سلام، اگر به سلم نرسد، تنها اظهار ارادت است، نه امضای وفاداری. چه بسیار کسانی که سلام بر حسین علیه‌السلام را بر زبان جاری می‌کنند اما در بزنگاه‌های زندگی و عرصه‌های اجتماعی، از موضع‌گیری به سود حق پرهیز کرده و بی‌طرفی را بر مسئولیت ترجیح می‌دهند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این مرزبندی، پایه شکل‌گیری هویت مؤمنانه و جامعه حق‌مدار است. جامعه‌ای که نتواند «سلم و حرب» خود را بر اساس معیارهای الهی تنظیم کند، به‌تدریج در منظومه فکری و فرهنگی باطل استحاله خواهد شد. زیارت عاشورا با آموزش این موضع‌گیری، مؤمن را از انفعال بیرون آورده و به حضور آگاهانه در جبهه حق فرا می‌خواند. از همین رو، مقاومت در منطق عاشورا یک واکنش مقطعی نیست بلکه مسیری پیوسته و امیدآفرین برای تحقق وعده‌های الهی است؛ مسیری که افق آن، غلبه نهایی حق بر باطل و استقرار عدالت الهی است. چنین نگاهی، مرزبندی امروز را به سرچشمه امید فردا تبدیل می‌کند و ترس از هیمنه ظاهری ستمگران را از دل‌ها می‌زداید.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بنابراین، مسئله زیارت عاشورا تنها گفتن سلام نیست بلکه پذیرفتن سلم است. سلم یعنی زائر در صلح و ستیز، معیار خود را جبهه حق قرار دهد و منفعت‌طلبی یا هراس را در تصمیم‌های خویش دخالت ندهد. در این ساحت، انسان از مرز ارادت عبور کرده و به میدان بیعت گام می‌نهد. بیعتی که هویت می‌سازد، جامعه را از بی‌طرفی می‌رهاند و انسان را در صف حق استوار نگه می‌دارد. سلام عاشورا، آن‌گاه معنا و صدق می‌یابد که با سِلم عاشورا همراه شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;#یادداشت_روز&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://narsis.kowsarblog.ir/سلام-تا-سلم-تعهد-در-زیارت-عاشورا-1&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://narsis.kowsarblog.ir/سلام-تا-سلم-تعهد-در-زیارت-عاشورا-1</link>
							</item>
				<item>
			<title>فرماندهی در امتداد حیات تکوینی</title>
						<description>&lt;div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;https://narsis.kowsarblog.ir/media/blogs/narsis/quick-uploads/p1871791/screenshot_____samsung_internet.jpg?mtime=1788938139&quot; target=&quot;_blank&quot; rel=&quot;lightbox[p1871791]&quot; id=&quot;link_80804&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;فرماندهی در امتداد حیات تکوینی&quot; src=&quot;https://narsis.kowsarblog.ir/htsrv/getfile.php/screenshot_____samsung_internet.jpg?root=collection_10508&amp;amp;path=quick-uploads/p1871791/screenshot_____samsung_internet.jpg&amp;amp;mtime=1788938139&amp;amp;size=fit-320x320&quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;225&quot; class=&quot;loadimg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt; &lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;بسیاری از محاسبات بشری بر پایه فیزیک و مادیات بنا شده است؛ اما در جبهه حق، مفهوم رهبری فراتر از حضور کالبدی است. یکی از والاترین تجلی‌های این حقیقت، در پدیده شهادت است؛ رخدادی که خطای محاسبات مادی دشمن را در تقلیل رهبری به کالبد خاکی و حضور فیزیکی، عیان می‌کند. دستگاه محاسباتی استکبار گمان می‌برد با حذف کالبد، جریان مقاومت زمین‌گیر می‌شود. غافل از اینکه در منظومه توحیدی، شهادت هرگز نقطه پایان پرچمدار یک مکتب نیست، بلکه لحظه آغاز اقتدار تکوینی اوست.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;فرمانده تا پیش از عروج، در مرزهای خاکی، حصار جغرافیا و در چارچوب مقدورات مادی فرمان می‌راند؛ اما با شهادت، حیات او به ساحت «عند ربهم یرزقون» ارتقا می‌یابد و ماهیتی نامتقارن به خود می‌گیرد. این عبارت یک تعبیر نمادین یا عرفانی نیست، چنان‌که علامه طباطبایی این حیات را حضوری زنده، فعال و رها از زنجیر زمان و مکان تبیین می‌کند (المیزان، ج ۴، ص ۱۷۶).&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;در افق اندیشه سید مرتضی آوینی نیز، خون شهید معبر تاریخ را می‌گشاید و اراده‌ها را به میدان می‌کشاند (راز خون، ج۱، ص ۱۸) حقیقتی عینی که در امتداد راهبری سیدحسن نصرالله و حاج قاسم سلیمانی آشکارا جریان دارد؛ مردانی که پس از شهادت، بیش از دوران حضور زمینی، خطوط نبرد را توسعه می‌بخشند، موازنه بازدارندگی را بازتولید می‌کنند و دشمن را در تنگنای اراده‌های تکثیریافته گرفتار می‌سازند.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;این مرتبه، جلوه‌ای از ولایت تکوینی است یعنی نفوذ در جان‌ها، تصرف در قلوب و دگرگون‌سازی اراده‌ها از مجرای پیوند با قدرت لایزال الهی. رهبر شهید در این تراز، نه‌تنها از گردونه رزم خارج نمی‌شود، بلکه در قامت مدبرات امر، افق‌های گسترده‌تری از نبرد را سامان می‌دهد و معادلات زمین را از ساحت ملکوت تدبیر می‌کند؛ مرتبه‌ای که در آن، خون فرمانده به منطق عملیاتی امت بدل می‌شود.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;از این روست که هیچ اسباب مادی و فناوری‌های ماورایی دشمن، قادر به رصد و مهار اثرگذاری فرمانده پس از شهادت نیست. خونی که نثار می‌شود، مرکزیت فرماندهی را از قید یک جغرافیای محدود رها می‌کند و آن را چون مدار مغناطیسی پایداری در عمق جان امت می‌نشاند. دشمن اگر تا دیروز با فردی در سنگری معین پنجه در پنجه بود، امروز با هویتی جاری، فراگیر و تسخیرناپذیر مواجه است؛ حضوری نافذتر، دست‌نیافتنی‌تر و اراده‌ای زنده که امتداد نبرد را از عالم بالا راهبری می‌کند.&lt;/p&gt;
&lt;p style=&quot;text-align: right;&quot;&gt;#یادداشت_روز&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://narsis.kowsarblog.ir/فرماندهی-در-امتداد-حیات-تکوینی&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://narsis.kowsarblog.ir/فرماندهی-در-امتداد-حیات-تکوینی</link>
							</item>
				<item>
			<title>روایت نکنی، دشمن روایت می‌کند</title>
						<description>&lt;div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;https://narsis.kowsarblog.ir/media/blogs/narsis/quick-uploads/p1871616/img_20260705_203249_275.jpg?mtime=1788775888&quot; target=&quot;_blank&quot; rel=&quot;lightbox[p1871616]&quot; id=&quot;link_80800&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;روایت نکنی، دشمن روایت می‌کند&quot; src=&quot;https://narsis.kowsarblog.ir/htsrv/getfile.php/img_20260705_203249_275.jpg?root=collection_10508&amp;amp;path=quick-uploads/p1871616/img_20260705_203249_275.jpg&amp;amp;mtime=1788775888&amp;amp;size=fit-320x320&quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;320&quot; class=&quot;loadimg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;قائد شهید امت می‌فرمایند: «شما روایت کنید حقایق جامعه‌ی خودتان و کشور خودتان و انقلابتان را. شما اگر روایت نکنید، دشمن روایت می‌کند.» (بیانات در دیدار با خانواده‌های شهدای سلامت، ۲۱ آذر ۱۴۰۰).&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این هشدار، مرز روشن تکلیف ما را در دنیای امروز مشخص می‌کند؛ زیرا جنگی که پیش روی ماست، پیش از آنکه در میدان‌های نظامی باشد، در دل باورها جریان دارد. هر رویدادی که ثبت نشود، یا در سکوت دفن می‌شود و یا دست‌مایه‌ تحریف قرار می‌گیرد؛ و دشمن نیز دقیقاً در همین فضاهای خالی مترصد است تا جای جلاد و شهید را عوض کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;رهبر انقلاب در سخنی دیگر، به این غفلت اشاره می‌کنند: «ما به جنگ روایت‌ها در پیکارهای جهانی توجه لازم را نکرده‌ایم و دشمنان و بدخواهان ما از غفلت ما بهره برده و بسیاری از حوادث را وارونه نشان داده‌اند.» (تقریظ بر کتاب ایستگاه خیابان روزولت، مهر ۱۴۰۳)&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این حقیقت تلخ، نتیجه‌ی سال‌ها غفلت در برابر هجوم اخبار دروغین است. امروز دیگر تماشاچی بودن در برابر این هجمه‌ها معنایی ندارد؛ حقیقت باید به شکلی صریح، در میان زندگی واقعی مردم بازگو شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اگر ما از ریشه‌های تمدنی، آرمان‌های والای انقلابی، سرمایه‌های انسانی و الگوهای زنده‌ی ایثارمان نگوییم، دیگران آن‌ها را به میل خود تعریف و تحریف خواهند کرد. قدرت یک ملت تنها در تجهیزات و سلاح نیست، بلکه در باور به فتح قله‌های حقیقت و اتکا به هویت تاریخی آن نهفته است؛ پس تاریخ را کسانی می‌سازند که پیش از دشمن، قلم حقیقت را به دست می‌گیرند. یادمان باشد،تاریخ را روایتگران می‌سازند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;#جنگ_روایت‌ها&lt;br /&gt;#رهبر_شهید_امت&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://narsis.kowsarblog.ir/روایت-نکنی-دشمن-روایت-می-کند&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://narsis.kowsarblog.ir/روایت-نکنی-دشمن-روایت-می-کند</link>
							</item>
				<item>
			<title>از فرماندهی فیزیکی تا فرماندهی متافیزیکی</title>
						<description>&lt;div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;https://narsis.kowsarblog.ir/media/blogs/narsis/quick-uploads/p1871320/img_20260905_135136_212.jpg?mtime=1788603722&quot; target=&quot;_blank&quot; rel=&quot;lightbox[p1871320]&quot; id=&quot;link_80774&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;از فرماندهی فیزیکی تا فرماندهی متافیزیکی&quot; src=&quot;https://narsis.kowsarblog.ir/htsrv/getfile.php/img_20260905_135136_212.jpg?root=collection_10508&amp;amp;path=quick-uploads/p1871320/img_20260905_135136_212.jpg&amp;amp;mtime=1788603722&amp;amp;size=fit-320x320&quot; width=&quot;240&quot; height=&quot;320&quot; class=&quot;loadimg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;بسیاری از محاسبات بشری بر پایه فیزیک و مادیات بنا شده است؛ اما در جبهه حق، مفهوم رهبری فراتر از حضور کالبدی است. یکی از والاترین تجلی‌های این حقیقت، در پدیده شهادت است؛ رخدادی که خطای راهبردی محاسبات مادی دشمن را در تقلیل رهبری به کالبد خاکی و حضور فیزیکی، عیان می‌کند. دستگاه محاسباتی استکبار گمان می‌برد با حذف کالبد، جریان مقاومت زمین‌گیر می‌شود؛ غافل از اینکه در منظومه توحیدی، شهادت هرگز نقطه پایان پرچمدار یک مکتب نیست، بلکه لحظه آغاز اقتدار تکوینی اوست.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;فرمانده تا پیش از عروج، در مرزهای خاکی، حصار جغرافیا و در چارچوب مقدورات مادی فرمان می‌راند؛ اما با شهادت، حیات او به ساحت «عند ربهم یرزقون» ارتقا می‌یابد و ماهیتی نامتقارن به خود می‌گیرد. این صرفاً یک تعبیر نمادین یا عرفانی نیست؛ چنان‌که علامه طباطبایی این حیات را حضوری زنده، فعال و رها از زنجیر زمان و مکان تبیین می‌کند (المیزان، ج ۴، ص ۱۷۶).&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;در افق اندیشه سید مرتضی آوینی نیز، خون شهید معبر تاریخ را می‌گشاید و اراده‌ها را به میدان می‌کشاند (راز خون، ج۱، ص ۱۸) حقیقتی عینی که در امتداد راهبری سیدحسن نصرالله و حاج قاسم سلیمانی آشکارا جریان دارد؛ مردانی که پس از شهادت، بیش از دوران حضور زمینی، خطوط نبرد را توسعه می‌بخشند، موازنه بازدارندگی را بازتولید می‌کنند و دشمن را در تنگنای اراده‌های تکثیریافته گرفتار می‌سازند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این مرتبه، جلوه‌ای از ولایت تکوینی است یعنی نفوذ در جان‌ها، تصرف در قلوب و دگرگون‌سازی اراده‌ها از مجرای پیوند با قدرت لایزال الهی. رهبر شهید در این تراز، نه‌تنها از گردونه رزم خارج نمی‌شود، بلکه در قامت مدبرات امر، افق‌های گسترده‌تری از نبرد را سامان می‌دهد و معادلات زمین را از ساحت ملکوت تدبیر می‌کند؛ مرتبه‌ای که در آن، خون فرمانده به منطق عملیاتی امت بدل می‌شود.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;از این روست که هیچ جنگ‌افزار مادی و فناوری راداری قادر به رصد و مهار اثرگذاری فرمانده پس از شهادت نیست. خونی که نثار می‌شود، مرکزیت فرماندهی را از قید یک جغرافیای محدود رها می‌کند و آن را چون مدار مغناطیسی پایداری در عمق جان امت می‌نشاند. دشمن اگر تا دیروز با فردی در سنگری معین پنجه در پنجه بود، امروز با هویتی جاری، فراگیر و تسخیرناپذیر مواجه است؛ حضوری نافذتر، دست‌نیافتنی‌تر و اراده‌ای زنده که امتداد نبرد را از عالم بالا راهبری می‌کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;#یادداشت_روز&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;#رهبر_شهید&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://narsis.kowsarblog.ir/از-فرماندهی-فیزیکی-تا-فرماندهی-متافیزیکی&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://narsis.kowsarblog.ir/از-فرماندهی-فیزیکی-تا-فرماندهی-متافیزیکی</link>
							</item>
				<item>
			<title>از میناب تا سیریک</title>
						<description>&lt;div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;https://narsis.kowsarblog.ir/media/blogs/narsis/quick-uploads/p1871070/img_20260902_154937_750.jpg?mtime=1788351693&quot; target=&quot;_blank&quot; rel=&quot;lightbox[p1871070]&quot; id=&quot;link_80764&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;از میناب تا سیریک&quot; src=&quot;https://narsis.kowsarblog.ir/htsrv/getfile.php/img_20260902_154937_750.jpg?root=collection_10508&amp;amp;path=quick-uploads/p1871070/img_20260902_154937_750.jpg&amp;amp;mtime=1788351693&amp;amp;size=fit-320x320&quot; width=&quot;240&quot; height=&quot;320&quot; class=&quot;loadimg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;در منطق جنگ‌های نوین، هرچه هدف از میادین نظامی به سمت زندگی مردم فاصله می‌گیرد و جبهه‌های نبرد به حریم خصوصی و معیشت انسان‌ها رخنه می‌کند، عمق عجز و درماندگی مستکبران عالم آشکارتر می‌شود. گویی دشمنان برای جبران شکست در جبهه‌های اصلی، به دنبال شکار بی‌دفاع‌ترین لحظات زندگی‌اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;جنگ هنگامی به اوج بی‌ثباتی و بی‌منطقی خود می‌رسد که مرزهای میدان نبرد را گم کند و مستقیم به حریم مردم بی‌دفاع بتازد. دیروز مدرسه میناب زیر بمباران ددمنشانه دشمن خاموش شد و امروز صدای کِل کشیدن زنان و لبخند مردمان در جشن عروسی سیریک، به شیون بدل شد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این زنجیره جنایت، اتفاقی نیست، این شیوه‌ای عریان از جنگ روانی و تروریسم سازمان‌یافته علیه اراده یک ملت است. منطق استکبار همواره همین بوده، وقتی در هماوردی رو در رو به بن‌بست می‌رسند، برای شکستن مقاومت عمومی، شادی‌های ساده و خانه‌های مردم عادی را نشانه می‌روند. از نیمکت‌های مشق و امید در میناب تا بزم زندگی و خانواده در سیریک.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;اما تاریخ این آب و خاک گواهی می‌دهد که حیات، کرامت و پیوند یک ملت با تهدید و بمباران از هم نمی‌پاشد. داغ سیریک و میناب، ثبت جنایتی آشکار در برابر چشم جهانیان و گواهی بر استیصال دشمنی است که دیگر هیچ توجهی به قواعد بین‌المللی که از آن دم می‌زند، ندارد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;دشمن مرزهای اخلاقی و بین‌المللی جنگ را رد کرده و از روی عجز، به قتل‌ عام مردم عادی روی آورده است؛ اما حقیقت این است که این زخم‌ها، زیر پوست تاریخ، ریشه‌هایی عمیق‌تر برای ایستادگی این ملت خواهد نشاند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;#سیریک&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://narsis.kowsarblog.ir/از-میناب-تا-سیریک&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://narsis.kowsarblog.ir/از-میناب-تا-سیریک</link>
							</item>
				<item>
			<title>چرا ظرفیت‌های ایران به قدرت اقتصادی تبدیل نمی‌شوند؟</title>
						<description>&lt;div&gt;&lt;div&gt;&lt;a href=&quot;https://narsis.kowsarblog.ir/media/blogs/narsis/quick-uploads/p1870959/tkhb6nhaeymbkpvccamhjzfud_q-0vqijy3pttgbdn9g6ky2aw.png?mtime=1788270259&quot; target=&quot;_blank&quot; rel=&quot;lightbox[p1870959]&quot; id=&quot;link_80759&quot;&gt;&lt;img alt=&quot;چرا ظرفیت‌های ایران به قدرت اقتصادی تبدیل نمی‌شوند؟&quot; src=&quot;https://narsis.kowsarblog.ir/htsrv/getfile.php/tkhb6nhaeymbkpvccamhjzfud_q-0vqijy3pttgbdn9g6ky2aw.png?root=collection_10508&amp;amp;path=quick-uploads/p1870959/tkhb6nhaeymbkpvccamhjzfud_q-0vqijy3pttgbdn9g6ky2aw.png&amp;amp;mtime=1788270259&amp;amp;size=fit-320x320&quot; width=&quot;320&quot; height=&quot;213&quot; class=&quot;loadimg&quot; /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;بزرگ‌ترین تناقض اقتصاد ایران، نرسیدن داشته‌های سرشار این سرزمین به زندگی و سفره‌های مردم است. صبح یک روز کاری را تصور کنیم؛ صاحب کارگاهی در حاشیه یک شهر صنعتی برای قیمت مواد اولیه تماس می‌گیرد و می‌شنود که نرخ تا ظهر اعتبار دارد. کشاورزی در دشت، محصولش را با نگرانی از هزینه حمل و بازار فروش نگاه می‌کند. جوانی که ایده‌ای برای کسب‌وکار دارد، میان راهِ گرفتن مجوز، یافتن سرمایه و پیدا کردن مشتری از پای می‌افتد. این صحنه‌ها تصویر یک اقتصاد کم‌ظرفیت نیست؛ تصویر ظرفیت‌هایی است که هنوز راه خود را تا زندگی مردم کامل نکرده‌اند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;پیش از آنکه از فشار بیرونی بگوییم، باید به ایران خودمان نگاه کنیم. ایران با اکثریت جمعیت در سن کار و تولید، منابع انرژی، زمین‌های حاصلخیز، موقعیت ترانزیتی ممتاز و بازار همسایگان، از امکان‌های فراوان برای ساختن یک اقتصاد پویا برخوردار است. پرسش اینجاست که چرا میان این همه امکان و آنچه مردم در بازار و سفره خود لمس می‌کنند، چنین فاصله‌ای افتاده است؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;ایران سرزمین فرصت‌هایی است که بسیاری از آنها هنوز پشت درهای تصمیم و تدبیر مانده‌اند. بندرهای جنوب می‌توانند به دروازه صادرات کالا و خدمات بدل شوند. معدن‌ها می‌توانند به‌جای خام‌فروشی، خوراک کارخانه‌ها و صنایع پایین‌دستی باشند. زمین‌های کشاورزی می‌توانند زنجیره‌ای از تولید، بسته‌بندی و صادرات بسازند. با این همه، تولیدکننده گاه بیش از آنکه درگیر کیفیت کالا و گسترش بازار باشد، وقتش را میان تغییر مقررات، کمبود سرمایه در گردش، کندی حمل‌ونقل و گره‌های اداری می‌گذراند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;بخشی از مسئله به جهت حرکت سرمایه بازمی‌گردد. سرمایه‌ای که باید چرخ کارخانه را روان کند، کشاورزی را به فناوری نزدیک سازد و شرکت‌های نوآور را توسعه دهد، گاه به سودهای سریع و نامولد پناه می‌برد. در چنین وضعی، تولیدکننده‌ای که ماه‌ها برای تسهیلات می‌دود، با فعالیتی که از نوسان قیمت سود می‌گیرد توان رقابت ندارد. شفافیت در مسیر ارز، اعتبار و قراردادهای بزرگ نیز از همین‌جا اهمیت پیدا می‌کند؛ زیرا هر ابهام، راهی برای رانت می‌شاید و هزینه آن سرانجام بر دوش مردم می‌افتد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;وقتی اقتصاد به چند مسیر محدود برای درآمد، تأمین ارز و رساندن کالا وابسته بماند، هر تکانه‌ای در بازار اثر می‌گذارد. وابستگی بودجه به درآمدهای ناپایدار، دشواری دسترسی تولید به سرمایه، ضعف پیوند میان مزرعه، کارخانه و بازار، و بی‌ثباتی در تصمیم‌ها، اقتصاد را پیش از هر فشار بیرونی خسته می‌کند. در چنین وضعی تحریم گرهی تازه نیست؛ دست روی گره‌های پیشین می‌گذارد و آنها را محکم‌تر می‌کند.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;تحریم راه جابه‌جایی پول را دشوارتر، هزینه تجارت را بالاتر و دسترسی به برخی بازارها و تجهیزات را محدود می‌سازد. اقتصادی که بازارهای صادراتی متنوع، قانون قابل پیش‌بینی، تولید رقابت‌پذیر و شبکه حمل‌ونقل کارآمد داشته باشد، از این فشار آسیب می‌بیند اما زمین‌گیر نمی‌شود. مسئله این است که اقتصاد ایران تا چه اندازه توانسته است از ظرفیت‌های داخلی برای ساختن چنین استحکامی استفاده کند؟&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;این استحکام درونی، همان حقیقت اقتصاد مقاومتی است، اقتصادی که وقتی قوام می‌یابد که چرخ صنعت بی‌وقفه بچرخد، محصول کشاورز در دشت نماند و ایده جوان به سرمایه و فرصت پیوند بخورد. معنای مقاومت دشوار شدن زندگی مردم نیست؛ آن است که زندگی مردم به تصمیم یک بانک خارجی، نوسان یک بازار یا بسته شدن یک مسیر تجاری بند نباشد. ایران امکانات کم ندارد؛ آنچه می‌خواهد، تصمیم‌هایی است که این امکانات را از پشت درهای بسته بیرون بیاورد و به کار تولید و اطمینان در زندگی مردم تبدیل کند. کشوری با این همه راه، نباید اقتصادش در چند تنگنا نفس بکشد.&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;#یادداشت_روز&lt;/p&gt;&lt;div class=&quot;item_footer&quot;&gt;&lt;p&gt;&lt;small&gt;&lt;a href=&quot;https://narsis.kowsarblog.ir/چرا-ظرفیت-های-ایران-به-قدرت-اقتصادی-تبدیل-نمی-شوند&quot;&gt;مطلب اصلی&lt;/a&gt; در &lt;a href=&quot;http://kowsarblog.ir/&quot;&gt;کوثربلاگ &lt;/a&gt;ارسال شده است.&lt;/small&gt;&lt;/p&gt;&lt;/div&gt;</description>
			<link>https://narsis.kowsarblog.ir/چرا-ظرفیت-های-ایران-به-قدرت-اقتصادی-تبدیل-نمی-شوند</link>
							</item>
			</channel>
</rss>
