♦عصبانیت ساواک از کمکرسانی آیتالله خامنهای به سیلزدگان ایرانشهر در دوران پهلوی
بخشی از گزارش ساواک: کمکهای یک نفر از آخوندهای تبعیدی به نام خامنهای به مردم باعث رفع گرفتاری آنها شده است! ?
هکانال دیده بان
دنیای من نبودِ تورا جار میزند
باران برای آمدنت زار میزند
بغض پرالتهاب زمین میخورد شکاف
نبض زمان مشوش و بیمار میزند
موج غم است اینکه سرازیر میشود
مشت بلاست اینکه به دیوار میزند
ازخشم بی تفاوتی ما هنوز هم
ابر سیاه حادثه، رگبار میزند
یک سو گرفته درد،گریبان عمر را
یک سو گلوله دست به کشتار میزند
ازشرم دست وبال پر ازفقر، یک پدر
خود را به چارچوب دری دار میزند
گاهی برای لقمه ی نان مادری به جبر
دامن به منجلابی اسفبار میزند
ازبسکه آه درقفس سینه مانده است
قلب به تنگ آمده دشوار میزند
ای آخرین امید! کجایی که نیستی
دنیای من نبود تورا جار میزند
#امام على علیه السلام:
الصَّدیقُ الصَّدوقُ مَن نَصَحَکَ فی عَیبِکَ، و حَفِظَکَ فی غَیبِکَ، و آثـرَکَ عَلى نَفسِهِ.
دوستِ راستین، کسى است که از سرِ صدق، عیبت را به تو گوشزد کند و در نبودت،از آبرویت پاسداری کند، و تو را بر خویشتن، برگزیند.
شرح غرر الحکم: ج2، ص76، ح1904.
#آموزشی/پژوهشی در زیبا نویسی(3)
نقاشی با کلمات (خلق نوشتار هنری)
سه. تنوع در ساختمان جمله
هر نویسندهای باید به خود بقبولاند که برای هر مضمونی، هزاران جمله میتوان ساخت و هیچ اجباری نیست که نخستین جمله متبادر به ذهن را بر روی کاغذ آورد. از همینجا فرق نویسنده با نانویسنده دانسته می شود:
نانویسنده، معمولا به اولین جملهای که در ذهنش نقش میبندد، دل میسپارد و دستهای خود را بالا میبرد. او در میان کلیشههایی که در ذهنش جا خوش کردهاند، میگردد و یکی از همانها را به قلم میآورد. این شیوه، باعث میشود نویسنده گرفتار جملههای قابل پیشبینی برای خواننده شود.
جملات هرقدر که کمتر قابل پیشبینی باشند، برای خواننده گیراترند و ذهن او را بیشتر درگیر خود می کنند؛ تا آنجا که گفتهاند: جملات دو گونهاند: یا قابل پیشبینی، یا زیبا.
بنابراین نخستین گام در زیبانویسی، این است که به خود بباورانیم که برای بیان هر مطلبی، میتوان دهها جمله ساخت و لزومی ندارد که تسلیم جملههای تکراری و کلیشهای شد. به مثل، اگر نانویسندهای بخواهد از سردی هوا در تهران خبر دهد، سریع می نویسد: هوای تهران سرد است. اما نویسنده حرفهای، گاهی صلاح را در این می بیند که از راه پنهان وارد شود. مثلا ممکن است، بنویسد: «تهران سیبری شده است» یا «مردم تهران، اسکیمو شده اند» یا «آسمان، امسال تهران را با قطب جنوب اشتباه گرفته است» یا صدها جمله دیگر. این انتخاب، باید از روی فراست و اختیار باشد، نه اجبار و تحمیل ذهن تنبل.
«سمبولیستهای فرانسه» بر آن بودند که هر اندیشه فقط با جملهای منحصر به فرد قابل بیان است و نویسنده باید از میان جملههای به ظاهر مترادف، در صدد یافتن آن باشد.
بر این پایه، هنرجوی نویسندگی، باید ذهن خود را فیزیوتراپی کند و تا می تواند آن را ورز دهد، از کاهلی و تنبلی برهد و ضرورت سادهنویسی را بهانه بیمایگی در جملهسازی نکند.
مطالعه شعر، کارسازترین تمرین برای آشنایی با طرحهای متنوع در جملهسازی است. وقتی غزلی میخوانیم، با هفت هشت جمله(بیت)مواجه میشویم که تفاوت مهم آنها با یکدیگر تنها در قافیه یا مضمون نیست؛ بلکه هر بیت، ساختمان و ساختاری متفاوت دارد. مطالعه پیوسته شعر مهندسی متنوع جمله را در ضمیر ناخودآگاه نویسنده ثبت میکند و خواسته یا ناخواسته روزی به کار میآید.
لینک شماره اول/https://kowsarnet.whc.ir/thewire/view/21873268
لینک شماره دوم/https://kowsarnet.whc.ir/thewire/view/21873246
#برگرفته از کتاب بهتر بنویسیم استاد بابایی #با اندکی تصرف
#به_قلم_خودم/پژوهشی در زیبانویسی
#نویسندگی/پست هشتم، ویژگی های پاراگراف نتیجه مقاله علمی (ساختار کلی)
پاراگراف نتیجه، پاراگراف خروج از بحث است که در مقایسه با پاراگراف مقدمه ساختاری ساده تر دارد و دارای دو بخش است.
شامل:
1. بازگویی مدعای مقاله 2. حسن ختام
هدف از این قسمت اطمینان از دو چیز است:
الف) خواننده نکته مد نظر شما در مقاله را درست فهمیده است. که برای این منظور باید نکات اصلی را که شامل مدعا و طرح مقاله است، یکبار یادآوری کنید.
ب) پاراگراف نتیجه گیری برای تمام کردن کار و بستن مقاله است. بنابراین بیان نکته تازه که نیاز به توضیح داشته باشد، جا نداشته، باید پرهیز شود.(بیان نکته کلیدی مقاله، فقط!)
برای نوشتن بخش اول این پاراگراف، مراجعه کنید به مدعای مطرح شده در پاراگراف مقدمه مقاله و به شیوه ای جدید مضمون مدعا را با کلمات غیر تکراری یک بار دیگر برای خواننده بازگو کنید. همچنین، خلاصه آنچه در قسمت های مقاله بیان کردید به اختصار جمع بندی کنید.
نکته: دقت کنید که این پاراگراف در مقاله های کوتاه می تواند، فقط دو سه خط باشد!
بخش دوم پاراگراف نتیجه، حسن ختام است. حسن ختام متناظر با جمله های محرک است.
اگر محرک ابزاری برای برهم آرامش ذهن مخاطب و طرح یک سوال است به نحوی که مطلب را بخواند، حسن ختام، ابزاری است که خواننده را به آرامش ذهنی می برگرداند و بحث تمام می شود.
نکته:
1. فراموش نکنید که ابتدای این پاراگراف را با کلماتی مثل بنابراین، درنهایت، کلام آخر و … شروع کنید تا مخاطب بفهمد دارید نتیجه گیری می کنید.
2. نتایج بدست آمده را هم به صورت خلاصه و فهرست وار بیان کنید.
این ساختمان پاراگراف نتیجه در مقاله علمی کوتاه بود که نیاز است، دانسته شود. ساختمان نتیجه مقاله علمی-پژوهشی طولانی قدری متفاوت تر است.
#به_قلم_خودم/#تولیدی