مناجاتنامه
امسال هم تمام شد…
امسال هم تمام شد با همه شادیها و تلخیهایش و پر شد آخرین برگ از برگهای تقویم سالی دیگر از عمرم در معدود سالی که ثبت است به نام من در جریده عالم
خدایا! بارالها! چه بودهام؟ که بودهام؟ چگونه بودهام؟ به راه رفتهام یا به بیراه؟ فقط تو میدانی. تویی که به رسم “ستارالعیوبی” پرده را کنار نمیزنی و گرنه حکایت آن میشد که: «لو تکاشفتم ما تدافنتم».
پس در این واپسین لحظهها که سرانگشت ناپیدای تفکرم ورق میزند این تقویم پر گناه را و مجسم است در برابر دیدگانم ثقل کفه ناصواب اعمالم در ترازوی حساب فردا، تو را میخوانم بر آنچه جوهر زبانم اقرار دارد بر برگ برگ این تقویم سال
پس مرا، به رسم “فانت ربی و سیدی و مفزعی و ملجای…” در سالی که آغازین برگش را به نام نامی مولی الموحدین، امیرالمومنین علی (علیهالسلام) گشودهای و دستهای تهیمان را خود گرفتهای و در ید یداللهیاش گذاشتهای و در برابر دیدگانمان کلام نورانی وحیت را باز کردی و بر سفره میزبانیت دعوت فرمودهای، بیامرز و دستگیر باش.
ای مهربانترین مهربان!