الرجال قوامون علی النساء
بازم جوال ذهن، بنابراین دنبال ذهنم راه میافتم تا سر کوه قاف…
یه لحظه مثل فیلمی که رو دور تند گذاشته باشند، صحنههای دید و باز عید جلو چشمم تاریک و روشن میشوند و میرسم خونه اکرم خانم. افطاری دههم فروردین ماه، مهمانی دختر عمو
من و آبجی زهره نزدیک ساعت 4 عصر رسیدیم، بابا بزرگ بسته بزرگ سبزی خوردن را از مزرعه خودش آورده بود تا خانمها آماده کنند اما تا خواست بسته را بگذارد، گیتی داد زد اونجا نذار.
عمو علی چپ چپ نگاه کرد و گفت پس کجا بذاره؟ گیتی با لحن بلندگو قورتدادهاش گفت اکرم رئیس است. (یعنی از او بپرس)
یادم نیست، یعنی شمارش نکردم تا زمان افطار چندین و چندین بار موردی پیش آمد که پاسخ؛ فقط “اکرم رئیس است” بود.
اکرم رئیس است، پس جواد آقا مرد خانه چه کاره است؟ مردی گفتن، زنی گفتن…
عقلم پاسخ میداد. تو این خونه هیچکاره است! مخصوصا وقتی حساب دخل و خرجها و کارتهای بانکی هم دست اکرم رئیس بود.
پاسخ قانع کننده نبود و جواب دیگری داشت حکماً.
دوباره این “سوال کله گنده” مغز سرم را مور مور میکرد جوری که دلم میخواست گوش اکرم رئیس را بپیچانم بخصوص وقتی بین جمع گفت امسال تونستم قرآنم را ختم کنم.
پیش خودم گفتم یعنی “الرجال قوامون علی النساء” تو قرآن اکرم خانم نبود؟
یعنی اکرم رئیس در پرتو این رئیسی بیشتر و جلوتر از کلام وحی در نظام آفرینش نقش ایفا میکند؟
#به_قلم_خودم