21 اردیبهشت 1404
تازه مثل دیروزی که متوسل بودم به بیبی دو عالم ، حضرت فانوسی به دستم داد تا در روشنایی نور او تاریکیهای خودم را ببینم و بفهمم که به این دینداری در پیشگاه پروردگار، نمره قابل قبولی نمیدهند. مخصوصا با روایت فانوس اول که مثل سنگ محکی عیار… بیشتر »
نظر دهید »
21 اردیبهشت 1404
برایش دست تکان دادم. روی بالکن بودم. او هم داشت از محوطه ورودی بلوک، داخل میشد. با تبسمی دلنشین نگاهم کرد! هر دو دستش پر بود و غافلگیر شده بود! به همان تبسم بسنده کرد و رفت داخل آپارتمان. دو ماهی میشد که ساکن یکی از واحدهای طبقه سه… بیشتر »