شباهتهای عصر عاشورا و جهان اسلام امروزغبار معرکه که مینشیند تازه نبرد روایتها آغاز میشود. عصر عاشورا پایان یک رخداد خونبار نیست بلکه نقطه جوشش بیداری انسان است.امروز نیز جهان اسلام در میان دود و آتش فتنههای مدرن ایستاده است. شباهت این دو بستر تاریخی در تقابل آشکار حق در برابر هیمنه پوشالی باطل رخ می نماید. همان خورشیدی که در گودال قتلگاه تابید اکنون بر تارک خاورمیانه می درخشد تا راه را از بیراهه روشن کند.
محاصره و تحریم آشناترین واژگان خیمههای حسین و جغرافیای امروز مقاومت هستند. در آن روزگار آب را بر حقیقت بستند تا ارادهها را بشکنند. اکنون نیز شریانهای اقتصادی و سیاسی جهان اسلام را هدف گرفته اند تا تسلیم را تحمیل کنند. اما درس بزرگ عصر عاشورا این است که تشنگی قامت آزادگی را خم نمی کند. ایستادگی در برابر امواج تحریف و تحریم میراث مستقیم همان خیمههای سوخته است.
صفآرایی رسانه ای شمشیرهای آخته دیروز است. در عاشورا غوغاگری لشکر یزید میخواست صدای حق را در نطفه خفه کند. امروز نیز امپراتوری های دروغ می کوشند تصویر اسلام را مخدوش و وارونه جلوه دهند. وظیفه نسل امروز قیام کلماتی است که زینب بر دوش کشید. جهاد تبیین در این روزگار همان خطبههای کوبنده ای است که خواب راحت را از چشم ستمگران می رباید.
خیانت خواص و سکوت اکثریت درد مشترک هر دو دوران است. در کوفه و شام بسیاری حق را شناختند اما از ترس جان و مال کنج عافیت گزیدند. در جهان اسلام امروز نیز حاکمان واداده و روشنفکران مسخ شده راه را برای نفوذ دشمن باز می کنند. بیداری اسلامی تقابل با همین سکوت مرگبار است. جوانان امروز باید خط شکنان این حصار محافظهکاری باشند و حقیقت را با شجاعت فریاد بزنند.
عصر عاشورا یک زمان تقویمی نیست بلکه امتداد ابدی تاریخ است. خونهای ریخته شده در نینوا امروز در رگهای امت اسلامی می جوشد و نویدبخش فتحی قریب است. تاریکی آن غروب حزنانگیز آغازگر سپیدهدمی صادق بود. جهان اسلام امروز با تکیه بر همان منطق حماسی از پسِ توفانهای سهمگین قد میکشد. پرچمی که در آن عصر خونین برافراشته ماند هرگز بر زمین نخواهد افتاد.
#یادداشت_روز
پارهای از رخدادها در تقویم تاریخ محصور نمیمانند، از زمان عبور میکنند و به ساحت جان آدمی قدم میگذارند.
کربلا از همین جنس است. واقعهای که پایان نیافته چون نسبت انسان با حقیقت هنوز پایان نیافته است.
مسئله، تنها روایت یک داغ کهن نیست. سخن از معیاری است که هر روز در ترازوی وجدان ما نهاده میشود.
آدمی در شعارها شناخته نمیشود قدر و قامت او را انتخابهایش آشکار میکند.
گاه در سودی اندک، گاه در چشمپوشی از حقی روشن، گاه در سکوتی که بهایش تقویت ظلم است و گاه در سخنی که میتواند حرمت انسانی را نگه دارد یا درهم بشکند… چهره حقیقی انسان از پس همه ادعاها بیرون میافتد.
بسیاری دوست دارند خود را در جانب روشن ماجرا تصور کنند اما آزمون وفاداری، پیش از میدانهای بزرگ، در پیچهای خاموش زندگی رخ میدهد.
جایی که منفعت، نقاب عقل به چهره میزند و ترس، نام مصلحت بر خود مینهد، فقط آنان که دل در گرو حقیقت دارند، از خویش سقوط نمیکنند.
شاید راز ماندگاری کربلا همین باشد که هنوز آیینهای است در برابر ما…آیینهای که نشان میدهد انسان، کمتر با آنچه بر زبان میآورد سنجیده میشود و بیشتر با آنچه در لحظه انتخاب از خویشتن بروز میدهد، میماند.
و چه هولناک، اگر روزی در خلوت خویش دریابیم برای حقیقت بسیار گریستهایم اما آنگاه که نوبت به انتخاب رسیده از حقیقت فقط سوگواریاش نصیبمان شده است.
#عاشورای_۱۴۰۵
محرم که میرسد، تاریخ فقط یادآوری نمیشود، پیش روی انسان قرار میگیرد تا دوباره با همان پرسش قدیمی روبهرو شود:
اگر در زمان حسین بودم، کجای این ماجرا میایستادم؟
پاسخ به این پرسش در نگاه نخست آسان به نظر میرسد. بسیاری از ما گمان میکنیم اگر در آن روزگار بودیم، راه را گم نمیکردیم چرا که مگر میشد فرزند فاطمه و یادگار پیامبر را دید، حقیقت آشکار او را شناخت و در برابرش ایستاد؟
اما ورق زدن تاریخ کربلا نشان میدهد که مشکل اصلی نشناختن نبود، همراه نشدن بود. بسیاری از کسانی که رودرروی امام ایستادند یا او را یاری نکردند، حقانیتش را میشناختند.
درست در همین نقطه است که حرکت حسین از یک جنگ تاریخی به یک معیار همیشگی تبدیل میشود. او ایستاد تا به انسان همه دورانها نشان دهد که شناخت حقیقت کافی نیست، تصمیم و اقدام پس از شناخت است که عیار انسان را آشکار میکند. دانستن، همیشه به ایستادن ختم نمیشود.
این زاویه از تاریخ به ما هشدار میدهد که فاصله گرفتن از حق معمولاً با یک تصمیم بزرگ و ناگهانی آغاز نمیشود. ماجرا از غفلتهای کوچک شروع میشود، از سکوتی که شکل میگیرد، از مصلحتی که جای تکلیف را میگیرد و از عافیتطلبی که آرامآرام قدرت تشخیص و اراده همراهی را از انسان میگیرد. آدمی یکباره از جبهه حق جدا نمیشود، آرامآرام از آن فاصله میگیرد.
با این نگاه، محرم دیگر روایت گذشته نیست. صحنه سنجش امروز ماست. این ماه به انسان یادآوری میکند که حق فقط برای شناختن نیست. برای ایستادن است و ایستادن همیشه هزینه دارد.
فهم زمانه یعنی انسان بداند اکنون در کدام نقطه تاریخ ایستاده و بتواند صدای حق را از میان صداهای گوناگون تشخیص دهد. اگر کربلا یک معیار است -بیش از آنکه برای حسرت خوردن بر گذشته باشد- برای فهم مسئولیت اکنون است.
با همین معیار، محرم دوباره همان پرسش قدیمی را پیش روی انسان میگذارد:
در روزگار غیبت، نسبت زندگی من با امام زمانم چیست؟
#محرم1405
#امام_حسین(علیهالسلام)
