02 مهر 1405
پایانش را خودم نوشته بودم، اما کسی در حاشیهی آخرین صفحه با همان خط شکسته و پر از آرامش همیشگیاش نوشته بود: دخترم، پایان انشایت را که خواندم، لبخند زدم. از شوقی که در کلمههایت بود، فهمیدم این چادر را فقط برای امروز انتخاب نکردهای. دلم آرام گرفت، اما… بیشتر »
نظر دهید »
